زن نیمه برهنه توی حجاب شرقی
۲۲ بهمن ۵۷ آشوب خیایبانی و پیروزی یک انقلاب ! سی سال
گذشت ،و ما هنوز دوره می کنیم دیروز را و هنوز را !!!!!!

پشت یک دفتر خیس
۲۲ بهمن ۵۷ آشوب خیایبانی و پیروزی یک انقلاب ! سی سال
گذشت ،و ما هنوز دوره می کنیم دیروز را و هنوز را !!!!!!


فسیل سیاسی طوطی شیرین سخن
. خاتمی می آید موسوی می آید خاتمی نمی آید موسوی هم نمی آید
خاتمی و موسوی هردو می آیند و هر روز سخنی در مورد آمدن یا نیامدن
گمانم ملت ایران دچار آلزایمر شده است !!!!!! نمی دانم آنها دوران خفقان
دهه ۶۰ را فراموش کرده اند که از موسوی سخن می گویند و یا ۴ سال قبل
را که خاتمی ایت سید شیرین سخن فرمود: من فقط یک تدارکاتچی بیش
نیستم! آیا براستی از خاتمی چه می خواهند و یا او از ملت چه می خواهد ۸
سال از بهترین دوران تولد آزادی را از دست داد . براستی خاتمی اگر می
توانست سیستم استبدادی را اصلاح کند ۸ سال بس نبود؟ و اگر نمی تواند
به فرض محال،اگر هم رای بیاورد و کله پا نشود ،این بار در مقابل نظامی که
به آن اعتقاد دارد خواهد ایستاد ؟ ؟؟ ،تمام ۷۰ میلیون ایرانی می دانند که
جواب منفی است پس خاتمی لطفا نیا ،به خاطر خودت هیچ!!!!!!!!! که به
خاطرملت نیا ...از موسوی هم نوشتن نه دردی را دواست و نه چیز جدیدی
قابل که به قول نیک آهنگ کوثر فسیل سیاسی است و بس

وقتی واسه اعتراض به یک سیاست در قبال یک برنامه
ورزشی اینطور به پا می خیزیم،یعنی هنوز هم هستیم ،
و هنوز اندک امیدی هست، تا بتوانیم به فردا دلخوش
باشیم! دیگه نمی خواستم بنویسم،امروز تصمیمم عوض
شد.....
گاهی می شه نفس کشید ،اما نمی شه فریاد
زد .: وگاهی نفس هم باید توی سینه حبس بمونه!!!
شاید دیگه حرفی نمونده ، شاید هم دیگه کسی نمونده که حرفی بزنه ... شاید گوش شنوایی
نمونده ،شایدم زبان رسایی نمونده ......
من فکر می کنم شاید ما اشتباهیم نه اون.. شاید ما جایگاهمون جای دیگه باشه کم کم داره
باورم می شه که چیزی از دست هیچ کسی بر نمی آید ......... این یعنی وحشتناکترین
تفکر !!!!!!!!!!!

کشوری با آزادیهای نو!!!!!

به کوروش چه خواهيم گفت؟ ---- اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما---- چه شد دين زرتشت پاک
چه شد ملک ايران زمين ----کجايند مردان اين سرزمين
به کوروش چه خواهيم گفت؟ ----اگر ديد و پرسيد از حال ما
چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان --کجايند ميران سر مستتان
چه آمد سر خوي ايران پرستي --چه کرديد با کيش يزدان پرستي
به شمشير حق ، نيست دستي که بر تخت شاهي نشسته است ؟
چرا پشت شيران شکسته است ؟
در ايران زمين شاه ظالم کجاست ؟
هوا خواه آزادگي ،پس چرا بي صداست ؟
چرا خامش و غم پرستيد، هاي --کمر را به همت نبستيد، هاي
چرا اينچنين زار و گريان شديد --سر سفره خويش مهمان شديد
چه شد عِرق ميهن پرستيتان ---چه شد غيرت و شور و مستيتان
سواران بي باک ما را چه شد --ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج مي شود--- جوانمرد محتاج مي شود
چرا جشنهامان شد عزا ---در آتشکده نيست بانگ دعا
چرا حال ايران زمين نا خوش است ----چرا دشمنش اينچنين سر کش است
چرا بوي آزادگي نيست، واي --- بگو دشمن ميهنم کيست، هاي
بگو کيست اين ناپاک مرد ---که بر تخت من اينچنين تکيه کرد
که تا غيرتم باز جوش آورد --- ز گورم صداي خروش آورد
به کوروش چه خواهيم گفت؟ ---اگر سر بر آرد ز خاک